142_Austria24Oct2007a.jpg

«خاورمیانه بصورت گروگانی در دست واپسگرایان ماجراجو»

برای من جای بسی خوشوقتی است که امشب در میان شما هستم. بیاد می آورم خاطرات فراموش نشدنی اولین سفرم به کشور زیبای شما، حدود ۳۲ سال پیش! بخاطر فرصتی که در اختیار من گذارده اید تا نظرات و دورنماهای فکریم را درمورد موضوعاتی که بطور جدی افکار بین المللی را بخود مشغول داشته، با شما درمیان بگذارم، سپاسگزارم. کشورمن ایران، تحت حاکمیت دیکتاتوری مذهبی، متاسفانه به سرمنشا خرافات و ترس بجای خلاقیت و امید تبدیل شده است. من با توضیح زمینه هایی که منجر به شرایط فعلی شده اند آغاز می کنم. این در ارتباط با معنی استراتژی است که من آنرا "سیاست های استیلای شیعی" می نامم.

ایران امروز و دیروز

بمن اجازه بدهید که مقدمه این طرح را با کلامی که از جایگاه والایی در قلب و روح من برخوردار است آغاز کنم: کشور من ایران.
در اینجا، مایلم یک خط روشن ترسیم کنم: ملت ایران و ایرانیان، نباید با رژیم مذهبی و اعمال آن اشتباه گرفته شوند. تمدن هزاران ساله ایران از بنیادگرایی حاکم شده زیان های بسیار دیده است. ولی کماکان زنده و مقاوم است. نیروی تمدن ایرانی، آن تزی را که رژیم اسلامی امیدوار به اجرا و اعمال آن بوده، متغیر و متحول ساخته است. درک این تفاوت، هم برای تشخیص رفتار حکومت ایران و هم برای مکانیزمی که در منطقه ارائه میدهد اساسی است.

دراواخر اوت سال جاری ارکستر سمفونی «اوزنابروک» از شمال غربی آلمان سفری به تهران کرد و قطعاتی از بتهون و باخ را در تالار رودکی به اجرا گذاشت – تالار اپرای معروف تهران. سال گذشته ارکستر سمفونی تهران در «اوزنابروک» اجرای برنامه کرده بود. این تبادل فرهنگی، رویدادی قابل توجه از بعضی جهات بود. اگرتعجب، کنجکاوی و حتی انتقاد را در برخی برانگیخت، برای من، یک دلیل آرامش بخشی برای آنچه هم اکنون اشاره کردم بود. ولی اجازه بدهید که این موضوع را کمی بشکافم.

گرچه موسیقی کلاسیک غربی مطمئنا بخشی از فرهنگ سنتی ایران نیست، ولی حقیقت بقای ارکستر سمفونی تهران و تالار رودکی از تهاجم ملایان در این سه دهه شاهد دیگری است که نیروی تاریک اندیشی، تمایل به مرگ، شهادت طلبی و خرافات، روح ملت ما را تسخیر نکرده است.

ما شواهد درخشانی از این حقیقت را در فستیوال های جهانی فیلم، مسابقات جهانی ورزشی نیز مشاهده کرده ایم. و همچنین در روحیه تسخیرناپذیر بانوان و در مبارزۀ شجاعانه جوانان. بانوان برای اعادۀ حقوقشان در مقابل تعصبی که ترجیح میدهد آنها را به سطح یک وسیله خانه تنزل دهد، قاطعانه ایستاده اند. جوانانمان به مبارزه با رژیمی برخاسته اند که توجهی به آیندۀ آنان ندارد و در عوض دلمشغول مناطق خاصی از جهان باقی است. جوانان ایرانی در مبارزۀ مستمر برای حفظ حقوق خود در جهت داشتن زندگی درخور سن و دورانی که در آن متولد شده اند، هستند. جهانی که با علم و دانش متمایز شده است، نه شهادت و عزاداری.

مردم شاید فراموش کرده اند که شعارهای انقلابی چه محتوایی داشتند. در ابتدای انقلاب اسلامی، در سایه دادگاه های فرمایشی و اعدام های جمعی، پخش هر نوع موسیقی از تمامی رسانه ها ممنوع بود. دانشگاه ها هدف پاکسازی بی رحمانه ای قرارگرفتند و بسته بودند. سیاه ترین نام ها، منفورترین شخصیت ها در حافظه ملی ما، بعنوان قهرمانان انقلاب مفتخر و مقدس شدند.

اساس فکری مراکزی که مسیر حفظ و رشد انقلاب را به دست گرفتند، همانند «جهادیست هائی» بوده اند که جهان اکنون با آن آشنا می باشد. آنها با یک هدف مشخص قدرت را تصاحب کردند که دستآوردهای گذشته ما را کاملا منهدم سازند و جامعه ایران را به سبک قرون وسطایی خود باز سازی کنند. ولی ایران سرزمینی است که در ۱۹۷۹ تاریخ و فرهنگ دیرینه و تمدن پرافتخار و بویژه بیش از نیم قرن تلاش مستمرو همه جانبۀ سازندگی را بهمراه داشت. بلی، حکومت دینی برسرملت استقرار یافته بود، ولی نمی توانست کاملا از تاثیر فرهنگ چند هزارساله بگریزد و در امان بماند. این است دلیل آنکه ایران امروز صحنه تضاد هاست و فضای حاکم بر کشور آکنده از ضدیت، درگیری و مشکلات می باشد.

پیدایش استراتژی استیلای شیعی

چگونه این پدیده به سیاست های منطقه ای و بیشتر از آن در صحنه بین المللی جهان راه گشود؟

اجازه بدهید که من یادآوری کنم که سی سال پیش ایران هنوز نیروی حفظ ثبات و امنیت در منطقه بود. ایران، تحت حاکمیت رژیم قبلی، موفق شده بود که توازنی بین اصول حسن همجواری و استراتژی درارتباط با جنگ سرد را بوجود آورد. ایران بدلایل تاریخی و «ژئو-استراتژیکی» خودش را با غرب و آمریکا یکسو نموده بود. ولی روابط با اتحاد جماهیرشوروی هم دوستانه وسازنده بود. اختلاف دیرینه با عراق برسر آبراه مشترک مرزی و همچنان مشکل دیرینه مربوط به بحرین، به دلیل اعمال سیاست های صحیح، دوستانه حل شده بود. در خلیج فارس، ایران نظارت برامنیت تجارت دریایی و حراست از شاهراه های نفتی را بعهده گرفته بود. درعُمان، ایران برای رویارویی با تجاوزات نشات گرفته از افکار تندرو و افراطی، بیدریغ و با قاطعیت به کمک سلطان آنکشور شتافته بود. بالاخره، در زمینه صنعت نفت، در کنترل کامل ملی که موجبات بهره گیری کامل از در آمد نفت را برای کشور مهیا ساخته بود، شرایطی را پدید آورده بود که شادروان پدرم، اهداف و آرزوهای والائی برای آیندۀ کشورمان مد نظر داشته باشند. در دو دهۀ قبل از ۱۹۷۵، سطح درآمد سرانه، ضمن همگامی با کره جنوبی، رشد سریع تری از ترکیه داشت. بطور مشخص در سال ۱۹۷۵، سطح درآمد سرانه در ایران بمراتب بالاتر از کره و ترکیه رسیده بود. ولی متاسفانه کار ناتمام ماند و در نتیجه علاقمندی به دستآوردهای بیشتر و سریعترَ، اشتباهاتی نیز رخ داد. اما این ایرانی بود که انقلابیون به ارث بردند. قبل از پایان دادن به سخنانم، من چند کلامی درمورد سوء مدیریت در زمینۀ اقتصاد تحت حاکمیت رژیم مذهبی بیان خواهم کرد، که امروز ملت ایران را با جدی ترین مشکلات داخلی از زمان انقلاب تا کنون مواجه ساخته است.

اینک، مایلم تاملی کوتاه بر سیاست خارجی و تصمیمات نابخردانه ای که توسط رژیم اتخاذ میشود و چگونگی اثرات آن بر دینامیک منطقه، داشته باشم. ملاحظه خواهد شد که این تصمیمات در برگیرندۀ منافع ملی نیست بلکه تامین کننده منافع «ایدئولوژی» است. اهم این تصمیمات براساس ایدئولوژی سُست بنیاد تهاجمی برعلیه آمریکا و اسرائیل است. در حقیقت، از زمان تهاجم به سفارت آمریکا در تهران و گروگان گیری در نوامبر۱۹۷۹، "ضدیت متعصبانه با آمریکا" نقطۀ عطف سیاست خارجی رژیم مذهبی بوده است.

با ادعایی نشات گرفته از تعهد به ضدیت با فرهنگ غرب، رژیم بسرعت بسوی تثبیت هویت شیعی خود بوسیلۀ تجهیز کردن سریع گروه های شیعه در عراق، لبنان، بحرین و سایر نقاط برآمده است. آنچه که بنام "هلال شیعه" شناخته شده و اخیرا معروف گردیده، اما تازگی ندارد. زیرا اولین هدف استراتژی استیلای شیعی حکومت ایران، عراق بود. وقتی خمینی بقدرت رسید، هدفش شبیه سازی انقلاب اسلامی درعراق بود. او در پی آن بود که رژیم بعثی را با یک رژیم اسلامی مشابه آنچه او در ایران پیاده کرده، جایگزین کند.

رویدادهائی که نهایتا منجر به حملۀ عراق به کشور من در سپتامبر ۱۹۸۰ شد، قابل استناد هستند؛ کافی است که گفته شود، علیرغم جانفشانی های بی نظیر ملت ایران که موفق شدند موج حمله را در ۱۹۸۲ بطرف عراق برگرداندند، خمینی پیشنهاد صلح و دریافت غرامت و افتخارات منتج از آنرا نپذیرفت. برای پافشاری برهدف بیهوده ای که بهانه و اساس این درگیری بوده است: آزاد سازی سرزمین های مقدس شیعیان و بنیان گذاری جمهوری اسلامی در عراق. شش سال افزایش جنگ و صدها هزار کشته شده و مجروحین جنگی بیشتر برای ایران. درنهایت، او به این نتیجه رسید که به هدفش دست نخواهد یافت. در خاتمه، در سخنرانی که باکراه «جام زهر را نوشید»، نقطۀ پایان به طولانی ترین و خونبارترین رویارویی قرن نهاد.

در نتیجه لجاجت سرسختانه خمینی، صدام حسین سربرآورده از هشت سال جنگ با ایران با احساس قدرت بیشتر، شاید هم میل بخود فریبی، او را برآن داشت که به قماربازندۀ کویت دست بزند. در هر صورت، حملۀ او به کویت در اوت ۱۹۹۰ بوجود آورندۀ سلسله حوادثی بود که ما را به شرایط فعلی که با آن در عراق و منطقه مواجه هستیم رسانده است.

این یک موضوع مخفی نیست که سیاست های اعمال شدۀ واشنگتن از زمان حمله به عراق در مارچ ۲۰۰۳ تناقض جدیدی را بوجود آورد. حداقل بعضی از اهداف دست نیافتنی رژیم ایران، درجنگ هشت ساله، اکنون امکان پذیرشده که در نتیجه شکست های آمریکا در عراق است. در نتیجه، هیچ کس امروزه منکر این حقیقت نیست که ایران نفوذ گسترده ای در عراق دارد و بعضی از سیاست گذاران فعلی در حکومت عراق افرادی هستند که پیشینه دراز مدت همکاری با رهبران اسلامی در تهران دارند.

پدید آوردن حزب الله، درلبنان هم ساختارمهمی بود که اکنون به "هلال شیعی" بیشتر شناخته شدۀ کنونی شکل می بخشد. برخلاف آنچه اغلب تصور میکنند، حزب الله محصول اختلاط نژادی در لبنان و بی عدالتی برعلیه اقلیت شیعه نبود. خیلی قبل از آنکه حزب الله پا بعرصه حیات بگذارد گروه شیعه دیگری زیرنظر امام موسی صدر در لبنان فعال بود. اَمَل که بعنوان یک جنبش شناخته شده بود، فقط یک سپاه سیاسی نبود. بلکه درگیر مسائل اجتماعی و طرح های جامعه به نیابت از شیعه لبنان بود.

رژیم انقلابی در ایران در جستجوی یک قائم مقام در لبنان بود و اَمَل مناسب این موقعیت نبود. نتیجتا، اوایل ۱۹۸۰، پیروان رژیم که در حوالی دمشق مشغول عملیات بودند- تصمیم گرفتند گروه جدیدی بوجود آورند که در ۱۹۸۲ درپی حمله اسرائیل به لبنان وارد عمل شد. برای جانشینی اَمَل بعنوان جنبش اصلی شیعه در لبنان، حزب الله نیازمند پول زیادی بود، برای پروژه های اجتماعیش، نگهداری و آموزش نیروهای نظامی و سایر مخارج که اخیرا محافظه کارانه نیم بیلیون دلار در سال برآورد شده است.

بانی این خیر کسی جز رژیم مذهبی در تهران نمی باشد که هم چنین قادر بوده است، پشتیبانی و کمک پنهانی سوریه را نیز داشته باشد.

سومین عنصر در ساختار استراتژی «استیلای شیعه»، پشتیبانی از عرب های افراطی غیر شیعه درگیر در جهاد، علیه اسرائیل می باشد. مجددا، جنبش اصلی فلسطین فتح به رهبری امثال یاسرعرفات و محمود عباس بعنوان سکولار و بی فایده تلقی شده اند. در طی سالیان با بررسی عناصر افراطی، رژیم اسلامی امروزه به پذیرش و حمایت از حماس و جهاد اسلامی رو آورده است.

نهایتا، برای رسیدن به «رویای عظمت دینی»، رژیم مذهبی مبادرت به برنامه پنهانی تسلیحات اتمی نموده، بی توجه به تعهداتش به معاهدۀ عدم غنی سازی و هم چنین منافع و امنیت ملت ایران. اکنون کاملا مشخص شده که بغیر از آنکه برای دهه ها به این پنهان کاری ادامه داده اند، مسئولین اسلامی حتی مخفیانه برای خرید سانتریفیوژ و طرح تسلیحاتی به بازار سیاه روی آورده اند و با کمک افرادی تحت عنوان مقاطعه کاران اتمی، بمانند عبدالقدیرخان، که اکنون تحت نظر خانگی در پاکستان است، به پیشرفت های قابل توجه دست یافته اند. زمانی که در سال ۲۰۰۳ میزان پیشرفت برنامه اتمی رژیم برملا شد، پاسخ رژیم، ارائه چهرۀ بی گناهی بود که توسط آمریکا و دیگران مورد ستم قرار می گیرد، آنهایی که می خواهند مانع شوند "ایران به حق انکارناپذیرخود برای تحقیقات اتمی جهت اهداف صلح آمیز" برسد.

درحالی که این حق در لوای پیمان عدم غنی سازی شناخته شده، ولی اجرای آن هرگز بدون شروط نبوده است. در حقیقت، مادۀ ۴ قرارداد «ان-پی-تی» تصریح میکند که این حق قابل اجراست، بشرط رعایت دو موضوع اصلی پیمان: بنام های، عدم تولید و عدم تحصیل تسلیحات اتمی.

امروز، جامعه بین المللی نگرانی جدی خود را بدلیل شواهدی که بیانگر رسیدن رژیم مذهبی به مرحله تهیه تسلیحات اتمی است که تضمین کنندۀ حکمرانی خونین اش در داخل ایران و تحکیم استیلای منطقه ای اش است، ابراز می دارد.

تظاهر تزویرآمیز رژیم ایران در مورد نیاز به سوخت اتمی مستقل، تضاد کامل با بستگی ایران به منابع انرژی هیدروکربن دارد. رژیم حاکم برایران بتازگی مبادرت به اجرای نمایش مفتضح واردات بنزین و کمک به هزینه سوبسید کرده است. تقریبا ۳۰ سال تحت لوای مذهبیون، ایران - میان تمام نقاط- ۴۰ درصد بنزین تصفیه شدۀ مصرفی روزانه خود را وارد میکند. در زمانی که کشور آنچنان وابسته به میزان بالایی از واردات بنزین برای نیاز روز به روز است، این خنده آوراست که ناظر موعظۀ سران رژیم در مورد نیاز کشور به عدم وابستگی در مدار انرژی اتمی – مخصوصا زمانی که حتی یک رآکتور هنوزفعال نشده باشد.

این حالت شترمرغ مآبانه فقط احمق ها را فریب می دهد.

جمهوری اسلامی و سیاست استیلای شیعه

اینک مایلم به مرکز سیاست منطقه ای برگردم و ملاحظه شود که رژیم مذهبی چگونه از سرمایه هایی که کسب کرده استفاده می کند.
از آنچه من هم اکنون ترسیم کردم می توان متوجه شد که رژیم مذهبی از دو جنبۀ "قدرت ملایم" – مانند بنیادگرایی و نفوذ بر گروه های شیعه در منطقه – و هم زمان "قدرت سخت" از طریق هزینه های سنگین تجهیزات نظامی که البته شامل برنامه بسیارگرانقیمت تسلیحات اتمی میشود، استفاده می کند و با دخالت های شرورانه خود، در حادثه آفرینی های خارج مرزی در مکان هایی مانند عراق، لبنان و افغانستان موضوع بحث های زیادی در ماه های گذشته بوده است.

بعلاوه، از طریق اعلام اخیر حذف کشور اسرائیل و انکار صریح هولوکاست، رژیم مذهبی قاطعانه خود را بعنوان ریش سفید "جبهه آشتی ناپذیر" تثبیت کرده است. سوریه نه تنها تقریبا هم پیمان است، بلکه محصول ایدئولوژی رژیم، یعنی حزب الله، به این ادعا، باور دارد.

قابل ذکراست که این فعالیت «تحریک آمیز» حاکمان بر ایران در میان بخش بزرگی از اعراب و مسلمانان محروم در سراسر جهان پذیرفته شده است.

حزب الله در حقیقت رل سه جانبه بازی کرده است که هریک از موارد در خدمت منافع مذهبیون تهران است.

اولا، حزب الله یک منطقه استراتژیک برعلیه اسرائیل بوجود آورده، نه تنها برای بقیه لبنان و سوریه، بلکه پراهمیت تر برای ایران. جنگ تابستان گذشته درجنوب لبنان بعنوان جانشین جنگ بین ایران و اسرائیل و گسترده تر با آمریکا تلقی شد. بنا بر بیشتر تحلیل ها، در هر نقشه برای حمله غافلگیرانه به تاسیسات اتمی ایران، حزب الله بدون تردید عاملی است که باید بحساب آید.

ثانیا، با سپاسگزاری از پول نفت ایران، حزب الله جامعه شیعه را از مکانیزم عظیم بهزیستی برخوردار نموده است. این در حالیست که میلیونها ایرانی زیر خط فقر زندگی میکنند.

به همین دلایل، حزب الله نیروی سیاسی حاکم در لبنان و سست کنندۀ پایه های استقلال در لبنان به نفع سوریه و مانع شکل گیری سیاستی میانه رو در آن کشور شده است.

حوادث ناگوار اخیر در لبنان باردیگر روشنگر رهبری طرح های شرورانه ایران برعلیه حکومت های منتخب دموکراتیک در لبنان است.

رهبران رژیم مذهبی در ایران، با ایجاد "جبهه آشتی ناپذیر" رسمیت بیشتری در فلسطین دارند. ملایان حامی حماس، در رو در رویی با الفتح و مخالفتش با اسرائیل هستند. سایر گروه های رادیکال فلسطینی نیز که امتناع از برسمیت شناختن اسرائیل دارند، هم بتساوی پشتیبانی شده اند. رژیم مذهبی در بن بست کنونی پیشرفت کرده و مایل است آنرا ابدی سازد. زیرا تا زمانی که صلح در خاورمیانه دست نایافتنی است، حزب الله، جهاد اسلامی، حماس و سایر مشتریان ایران و سوریه می توانند مدعی مشروعیت در میان توده های عرب باشند که بنیادگرایی تهران نیز اعتبار سیاسی از آن کسب میکند.

اما اگر به صلح نهایتا نائل آیند، رژیم مذهبی خارج از یک چهارچوب فرقه ای دیگر قهرمان برای کسی محسوب نمی شود.

درعراق وضعیتی پیچیده حاکم است. ایران از اقدامات مخاطره آمیزآمریکا در عراق در طلب سهم است.

همانطوریکه اشاره کردم نیروهایی که حدود ۲۷ سال قبل بوسیله خمینی حمایت شدند برای سرنگونی صدام حسین و بدل سازی انقلاب اسلامی، اکنونه در موقعیت تاثیرگذار و یا قدرت هستند. ولی باید تاکید نمود که مخالفت در منطقه با این سیاست حکومت اسلامی ضمنا بطور بی مانندی پیگیری می شود.

بقایای بعثی های ازقدرت خلع شده که در یک شورش به قبیله های ناراضی سنی پیوسته اند و برای بازسازی برتری خود، احتمالا با مدد القاعده که در ارتباط با شورشیانی هستند که در جستجوی بیرون راندن آمریکا یی ها و شیعه نوکیسه می باشند که جای پایی بدست آورند. بعضی از قدرت های منطقه نگران نفوذ ایران و نفوذ شیعه به هزینه سنی ها می باشند. بین هواداران شیعه هم یک جریان پنهانی خصومت و خشم محسوس است. گروه های رقیب نظامی وابسته به شورایعالی انقلاب اسلامی عراق به رهبری عبدالعزیز حکیم یا مقتدا الصدر درگیرجنگ با هدف استیلا بوده اند. آنها در نیروهای امنیتی نفوذ کرده اند و در گروگان گیری و کشتارهای روزمره دخالت دارند.

چگونه ملایان حاکم در تهران از شرایط در عراق بنفع خود بهره برداری خواهند کرد؟

مهمترین نکته که باید مد نظر قرارگیرد این است که در روانشناسی ملایان «غریزۀ محافظت از خود» در عالی ترین مرتبه است. به همین دلیل اولین اولویت آنان باید این باشد که نیروهای آمریکایی را از عراق و افغانستان خارج کنند. استراتژی دست یافتن به این هدف ساده است! تمدید شرایط آشفته کنونی ماورای تحمل جامعه آمریکا و افکار عمومی در آنکشور است. برای رسیدن به این هدف، تعداد تلفات آمریکایی ها در عراق باید افزایش یابد، هم چنین آموزش و تجهیز شورشیان مختلف برای خسته کردن آمریکایی ها باید ادامه پیدا کند.

دومین اولویت، اطمینان از جای پای دائمی در عراق و تداوم استیلا.
حاکمان شیعه کنونی به نخست وزیری مالکی علیرغم رابطۀ انکار ناپذیر با ایران- کاملا نمی توان به آنان به عنوان یک متحد متکی بود. لذا رژیم مذهبی در پی آن است که نمونه حزب الله را در آنجا پیاده کند که اطمینان حاصل کند در صورت وقوع جنگ داخلی بعنوان نیروی جانشین عمل خواهد کرد و بدین ترتیب حفاظت نفوذ ایران در عراق را تضمین میکند. چه کسی بغیر از مقتدا الصدر می تواند انتخاب شایسته تری باشد؟ جدایی اخیر وزرا و معاونین الصدر از ائتلاف مالکی گویای شکاف نه تنها در ائتلاف بلکه حتی بین مالکی و جمهوری اسلامی است. باید توجه کرد که بین مراکز اصلی قدرت شیعی، تنها الصدر کاملا همراه با نظر ایران برای راندن آمریکایی ها از عراق است.

سیاست ها و طرح های مشابه در مقیاس کوچکتر در افغانستان نیز جاری است.

آیا "هلال شیعی" و سیاست همراه آن بنیادگرایی تهران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می کند؟ بعضی از تحلیگران معتقدند که ایران هم اکنون بعنوان ابرقدرت منطقه ظاهر شده است. همیشه رگه هایی از حقیقت در هر آرزویی وجود دارد. ولی از نظرمن، چنین مقدمه سازی اساسا اشتباه و بی محتواست.

وسعت و موقعیت جغرافیایی ایران بدون تردید به ایران نقش ابرقدرت منطقه ای را میدهد. کشوری با ۷۰ میلیون جمعیت با مساحت ۱.۶ میلیون کیلومتر مربع که شامل تمامی ساحل شمالی خلیج فارس میشود. مشکل کنونی این است که رژیم مذهبی در صدد آن است که استیلای خود را به ماورای محدودۀ جغرافیایی اش بکشاند. به این جهت موجی از نظرات که حامی درگیری و یا مذاکره با رژیم است را بوجود آورده است.

درافق مقابل، سقف جدیدی که متعلق به متحدان سنی به رهبری چند کشور کلیدی عربی است، نمایان شده است. امروز این تقابل در عراق و لبنان مشهود تر است. جایی که با سرمایه و پشتیبانی اعراب مسلح هستند، سنی ها نیز مبادرت به الگو برداری از پی ریزی نموده اند که شیعیان در دو دهه گذشته اعمال کرده اند.

مذاکره با جمهوری اسلامی

پیش از آنکه گفتار خود را به پایان ببرم، اجازه بدهید چند کلامی در مورد مذاکره با رژیم مذهبی بیان کنم. از آنجایی که چنین برخوردی، همانطوری که گفتم از پشتیبانی گروه بزرگی برخورداراست و در نهایت گروه مقابل کسانی هستند که در مورد گزینه نظامی در قالب حمله نظامی بحث می کنند. من بارها برمخالفت شدید خود با گزینه نظامی تاکید کرده ام. بعلاوه، طرح بحث در مورد جنگ، می تواند افکار عمومی در داخل کشور را برگرداند و حتی آنان را با رژیم منفورمتحد کند. اکثریت ایرانیان احساسات دوستانه ای نسبت به آمریکا و غرب دارند. بنابراین، این مهم است که خود را رها شده نیابند.

بدون تردید، گفتگو باید در هر شرایطی جایگاهی برترداشته باشد. ولی آنانی که مسیر را با هدف اشتباه می گیرند و مذاکره را بعنوان درمان قطعی تلقی می کنند، مایۀ تاسف هستند. هنری کسینجر یکبار بدرستی اشاره کرد که "دیپلماسی هرگز در یک خلاء عمل نمی کند" دیپلماسی وقتی موفق خواهد شد که طرفین تعقل و یا درک خطرات حاصله از عدم مذاکره که حفاظت از منافع اولیه را اهمیت میدهد، داشته باشند.

لازمه اخذ نتیجه از روند بده و بستان درمذاکره، درک عالی است.

آیا ملایان حاکم به آن حد شعور رسیده اند؟ پاسخ درقضاوت من منفی است، اگرچه استراتژی عزم جهانی- ناچار به حمله نظامی- می تواند افکارکنونی را متحول کند. چنانچه چند سال قبل ما چنین تحولی را در رفتار سرهنگ معمرقذافی در لیبی مشاهده کردیم.

حال، مایلم به موارد زیر تاکید کنم: قاطعانه اعلام می نمایم که هرگز به هیچ توافق مداومی با جمهوری اسلامی نائل نخواهند شد، اگر آن توافق بدست آمده با هزینه ملت ایران باشد. برای روشن تر شدن این نکته، باید تاکید کنم، که از آنجایی که بلند پروازی های اتمی ایران در حال حاضر، نقطۀ تمرکز توجه و مداقۀ جهانی است، اغلب ایرانیان امیدوارند که این سطح بی سابقه فشارها، تنها برای کمک به پایان دادن تهدیدی که رژیم مذهبی نسبت به امنیت منطقه و جهان می نماید، نباشد. بلکه بهمراه مقدمه عصر نوینی باشد که اندیشه هایی مانند آزادی، دموکراسی و حقوق بشر مورد توافق کامل حکومت مسئولی قرارگیرد که متعهد به ایرانیان و بهزیستی آنان باشد.

کشورمن، ایران، صاحب بیشترین نفوس جوان است، غنی از فرهنگ هزاران ساله و جامعه ای زنده و فعال. در مبارزه مان با رژیم بنیادگرا، هم میهنان من نیاز و استحقاق دارند که از تمامی کمک ها و پشتیبانی های معنوی ممکن برخوردار باشند. تا بتوانند با تغییرات بنیادین و استقرار حکومتی که بتواند با حاکمیتی نوین، یک دموکراسی سکولار را بجای بنیادگرایی کنونی جایگزین نمایند.

از شکیبایی شما سپاسگزارم.

اینسبروک – اطریش
دوم آبان ماه ۱۳۸۶

پـيوندها:

نام:
آدرس پست الکترونيکي:
نظرات و پيشنهادها: