Receive communication from RezaPahlavi.org
down
<< Back to the list

پرسش و پاسخ های ماه مه ۲۰۱۱

Tuesday, June 7th, 2011 by رضا پهلوی

Viewed 12588 times


Reza Pahlavi

پرسش اول: طی چند ماه گذشته ما شاهد کاهش پرسش ها و پاسخ های ماهانه بوده ایم. در آغاز پرسش های بیشتری بعمل می آمد زیرا در تارنمای شما لینک مخصوص وجود داشت. من پیشنهاد می کنم این لینک دوباره برقرار شود و بر تعداد روزهایی که شرکت کنندگان می توانند پرسش های خود را مطرح سازند افزوده شود زیرا پانزده روز در ماه کافی نیست.

حسین از ایران

 

رضا پهلوی: حسین عزیز بسیار خوشحالم که می بینم شما در پرسش و پاسخ های ماهانه شرکت می کنید. من ایدۀ شما را برای افزایش مدت طرح پرسش و پاسخ می پسندم، اما با توجه به برنامۀ فشردۀ من در حال حاضر این امر امکان پذیر نیست. من مایلم از شما و سایر هموطنان ایرانی که وقت خود را صرف شرکت در این جمع می کنند درخواست کنم دوستان و اعضای فامیل خود را نیز به شرکت در این برنامه دعوت کنید.

آرمان ایران پاسخی ساده ندارد تنها از طریق همکاری و مشارکت است که ما خواهیم توانست یک روز، به زودی کشور عزیزمان را آزاد کنیم.

 


 

 

پرسش دوم: معمولا سیاستمداران مهم تعدادی مشاور و همکار دارند. طرفداران شما حق دارند که دربارۀ این گروه و نحوۀ مداخلۀ آنها در کارها اطلاعاتی داشته باشند. لطفا دربارۀ آنها و مسئولیت هایشان ما را در جریان بگذارید. یکی از دلایل خروج پدرتان از کشور وجود افراد غیر صمیمی و دورو در اطراف ایشان بود. 

محمد از ایران

 

رضا پهلوی: محمد عزیز، من با ایرانیانی از گروه های مختلف سیاسی کار می کنم و همۀ ما آرمان مشترکی داریم و آن آزادی ایران است. بسیاری از کسانی که من با آنها در ارتباط و همکاری هستم در واقع در داخل ایرانند و من مطمئن هستم که شما توافق دارید که نام آنها باید محفوظ و مکتوم بماند. در مورد همکاران اجرایی من، تیم همراه من از افرادی تشکیل شده است که زندگی خود را وقف آرمان ما کرده اند.

 


 

 

پرسش سوم: سلام، من مایلم از نظر و فکر شما در مورد علیرضا پهلوی، پادشاهی مشروطه، جمهوری، غزه، سادات، لیبرالیسم، کورش کبیر، حضرت علی، امام دوازدهم، کاخ نیاوران، داریوش، حضرت رضا و دین زرتشتی آگاه شوم. با تشکر 

پارسی – ایران


رضا پهلوی: پارسی عزیز، از پرسش شما در مورد بسیاری از موضوعات مهم سپاسگزارم. بنظر من، انتخاب شما مخلوطی از موضوعات شخصی مربوط به خانواده و محل، تاریخ کشورمان، دین و فرمانروایان گذشته و آیندۀ کشورمان یعنی ساختارهای سیاسی است. به سبب ارتباط این موضوعا به گذشته و آیندۀ ما، من بسیار خوشوقت می شدم اگر فرصت و فضای مناسب برای دادن پاسخ های مشروح و روشن کننده به شما وجود داشت با این حال من فکر می کنم شاید بهتر این باشد که توجه خود را به آیندۀ کشورمان معطوف و متمرکز سازیم و همچنین تمام وقت و همت خویش را به کوشش برای آزادی کشور و میهن عزیزمان اختصاص دهیم.

 


 

 

پرسش چهارم: یک پرسش بزرگ در برابر جوانان ما وجود دارد و آن اینکه چه کسانی عضو شورای جنبش سبز هستند؟ آیا معقول است که ما ندانیم سبزها پیرو چه کسی هستند؟ آیا شما بعنوان طرفدار سبزها رهبری یک گروه ناشناخته را پذیرفته اید؟ آیا شما در شورای امید سبز عضویت دارید؟ 

پردیس ایرانی از تهران


رضا پهلوی: پردیس عزیز، جنبش سبز جنبشی است که نقطه نظرهای مختلفی را در بر می گیرد، آنها به خیابان ها آمدند تا اعتراض خود را به نظام حاکم نشان دهند و همچنین به جهان نشان دهند که آنها در پی دستیابی به آزادی و دموکراسی هستند و روشن است اکثریت قاطعی از آنها تنها به این امید داشتند که آزادی در ماورای رژیم کنونی قابل دسترسی است. متاسفانه به سبب سرکوبی بی رحمانه و شدید رژیم، آنها نتوانستند به مطالبات دموکراتیک خود دست یابند.

من سهم خود را در پشتیبانی از این جنبش ادا کردم و همچنان ادامه می دهم اما در هیچ مقطعی ادعای رهبری این جنبش را نداشته ام و عضویت هیچ شورای وابسته به آن را نیز ندارم.

 


 

 

پرسش پنجم: درود بر شما شاهزادۀ محترم،

شما یادآور شدید به سبب نقش فراحزبی که دارید نمی توانید رهبر یک طیف سیاسی باشید. آیا اعتقاد دارید که شما می توانید رهبری کسانی را که هم عقیدۀ شما هستند برعهده بگیرید یعنی پشتیبانان یک سیستم فراحزبی؟ اگر چنین است آیا برنامه و طرحی برای سازماندهی چنین حامیانی دارید؟ اگر دارید چگونه؟ چیستا


رضا پهلوی: چیستای عزیز، اطمینان دارم که شما تشخیص داده اید که در این مناظره و جمع که همه می کوشند به ایجاد آلترناتیوی برای رژیم کنونی ایران کمک کنند افرادی با سوابق گوناگون سیاسی، اعتقادی و مذهبی شرکت دارند.

همانگونه که در فرصت های گوناگون گفته ام من نقش خود را بیشتر بعنوان یک رابط بی طرف مشاهده می کنم تا یک پارتیزان.

 


 

 

پرسش ششم: شاهزادۀ عزیز لطفا به بخشی از لینک مربوط به پنجم ماه می که تفاوت بین سکولاریزم و لائیسیته را تشریح می کند توجه بفرمایید. من مایلم از افکار شما در این مورد آگاه شوم. علیرضا – پاریس


رضا پهلوی: علیرضای عزیز، این لینک مربوط به برنامۀ پنجم ماه می که شما به آن اشاره کردید مربوط به کل تارنمای کامپیوتری است. اجازه بدهید که من بیشتر و عمیق تر به موضوعاتی که از نظر آیندۀ کشورمان حائز اهمیتی بیشتر هستند بپردازم. بحث مربوط به لائیسیته و سکولاریزم سه جنبه دارد. اول منشا لغوی کلمۀ لائیسیته، دوم کاربرد آن و اینکه این اندیشه در طول زمان چگونه نشو نما کرده و تحول یافته است و سوم اینکه ما برای ایران فردا چه می خواهیم؟ از لحاظ لغوی بطور خلاصه به معنای «غیرروحانی» است که شباهتی به «ضد روحانی» ندارد.


اما کلمۀ سکولاریزم که آنهم ریشۀ لاتین دارد عقیده و فکری گذرا است که می تواند در نسل های متفاوت تغییر کند و دلالت بر موضوعاتی دارد که نمی تواند در مورد دین و مذهب باشد، زیرا دین در خصوص حقایق ابدی و جاودانی است.


باید توجه داشت که لائیسیته به معنای مستثنی ساختن و بیرون نگاهداشتن روحانیون و نهادهایی است که معرف آن هستند مانند کلیسا اما کلمۀ سکولار مربوط به افکار و اعتقادات است به معنی دیگر فکر گذرا بودن که در برابر آن اندیشه جاودانی و ابدی قرار دارد. این امر در ابتدا و در اصل مربوط به یک نهاد یا اعضای آن نبود در واقع کلیسای کاتولیک، روحانیون سکولار را به کسانی اطلاق می کرد که از دیر و صومعه کناره نمی گرفتند بلکه بصورت منظم در آئین و مراسم حضور نمی یافتند و در بین مردم غیرمذهبی زندگی می کردند و برعلایق دنیوی آنها اداره و سرپرستی داشتند. 


اما از پایان قرن نوزدهم لائیسیته به معنای آزاد ساختن نهادهای عمومی بخصوص مدارس ابتدایی از زیر نفوذ کلیسای کاتولیک در کشورهایی که نفوذ آنان رایج بوده، بکار رفته است. امروزه این نظر و فکر، سایر جنبش های مذهبی را نیز شامل می شود. طرفداران لائیسیته تاکید می کنند که اساس این نظر احترام به آزادی اندیشه است، بنابراین در نبود حکومت دینی، و در نتیجۀ جدایی دین از حکومت لازمۀ آزادی عقیده و اندیشه است.


با توجه به این امر لائیسیته از حالت ضد روحانیت متمایز است ولی عملا و فعالانه با نفوذ دین و روحانیون مخالفت دارد.


لائیسیته بر تفاوت بین زندگی خصوصی و وضعیت عمومی که در آن هر فردی و پیرو هر مذهبی یک شهروند معمولی و برابر با سایر شهروندان تلقی و محسوب شود متکی است. اما منتقدان لائیسیته مدعی هستند که این اندیشه نوع پنهانی از ضد روحانیت است که تجاوز به حقوق فرد برای ابراز عقاید مذهبی خویش است و در عوض بجای پیشبرد آزادی عقیده و آزادی مذهب، افراد متدین را از اجرای مراسم و تکالیف دینی آنها باز میدارد. 


جنبش سکولاریزم انگلستان در اواسط قرن نوزدهم و در رابطۀ نزدیک با دموکراسی و سوسیالیسم، رشد خود را آغاز کرد اما سکولاریزیمی که بنیان گذاران آمریکا بانی آن بودند از لحاظ طبقه و پایۀ روشنفکری بیشتر از سکولاریزم فرانسه مایه گرفته است تا از سکولاریزم بریتانیا. زیرا سکولاریزم آمریکا در اصل مربوط به این بود که دولت را از دخالت در انجام فرایض مذهبی و دینی ممنوع میساخت.


در مورد میهنمان باید گفت که ایران فردا متعلق به مردان و زنان آزادی است که هیچ گونه تبعیضی را نمی پذیرند. ما نمی توانیم و نباید هیچ نوع نظام و سیستمی را بپذیریم که برابری تمام شهروندان ایرانی را در برابر قانون نپذیرد و تضمین نکند.

 


 

 

پرسش هفتم: اعلیحضرت محبوب، ما چگونه می توانیم از شّر مسلمانان فناتیک در ایران خلاص شویم. آنها بیش از 1400 سال است که کشور ما را به ویرانی کشانده اند. همه ما دعا می کنیم که سلسله پهلوی بار دیگر در ایران مستقرشود. رحمت خداوند بر پدر و پدر بزرگ شما ارزانی باد. با بهترین احترامات

آزادپرست از نروژ


رضا پهلوی: آزادپرست عزیز، در یک جامعۀ آموزش یافته و آزاد کلیۀ اعتقادات مذهبی ارزشمند و مورد احترامند و احتمال اندکی وجود دارد که افراد نسبت به یک اعتقاد بخصوص حالت افراطی پیدا کنند.

من همچنین معتقدم که مطبوعات آزاد و فعال مهمترین پاد زهر در برابر افراط گرایی است. مطبوعات آزاد، سوء استفاده ها و سوء رفتارها را در جامعه پیگیری می کند و وجود و منطق آنها را مورد سئوال قرار میدهد.

مطبوعات آزاد با معرفی و ارائۀ کلیه نقطه نظرها و تشویق بحث های آزاد و علنی، یک تعادل عمومی را در جامعه تامین می کند.


 

 

پرسش هشتم: با عرض سلام: شما چقدر به مسایل دینی اعتقاد دارید؟ آیا شما هم مانند پدرتان خود را یک مسلمان میدانید و آیا مادر شما از سادات هستند؟ مردم ایران مردمی مذهبی هستند. در یک دولت سکولار اگر قانون نسبت به اسلام بی تفاوت باشد افراد چه باید بکنند؟ با تشکر

حسین از ایران


رضا پهلوی: حسین عزیز، دین یک موضوع شخصی و خصوصی است و خصوصی بودن آن باید مورد احترام قرار بگیرد. سکولاریزم، جدایی بین حکومت و دین است. این بدان معنا نیست که حکومت با دین خصومت داشته باشد. این تنها به این معنی است که دولت و حکومت به حق اینکه افراد آزادانه فرایض دینی خود را انجام دهند احترام بگذارد. حتی به حق افرادی که مایل نیستند به دین معینی اعتقاد داشته باشند. برعکس دین باید از امور دولت که وجودش برای رفع نیازهای مردم، ادارۀ امور اقتصاد و امور مربوط به روابط خارجی است، جدا باشد.

من همچنین بارها گفته ام که در یک نظام و کشور سکولار، نسبت به یک رژیم روحانی در ایران، دین اسلام وضع و موقعیت بهتری خواهد داشت. بی رحمی ها و ستم های بی شماری توسط دولت جمهوری اسلامی و بنام اسلام صورت گرفته است که موجب شده است که بسیاری از ایرانیان از دین و از مذهب خود برگشته اند و خود اسلام نیز در چشم نسل جوان بصورتی وحشتناک شهرت خود را از دست داده است. اگر قرار باشد که اسلام واقعا توسط ایرانیان بعنوان دین آنها رعایت شود، ضرورت دارد که از یوغ دولت که جنایات و سوء استفاده های بسیاری را به نام اسلام انجام میدهد آزاد شود. سکولاریزم تنها راه برای نجات کشور ما و اسلام است.


 

 

پرسش نهم: سلام، از آنجا که شما نمی توانید رهبر یک ایدئولوژی سیاسی باشید و از آنجا که اقتضا دارد طرفداران و هم میهنان خود را در جریان امور قرار دهید و با توجه به کمبود وقت آیا می توان امیدوار بود که ما بتوانیم بطور هفتگی و از طریق فیس بوک دیدارهایی هفتگی داشته باشیم؟ سام

 

رضا پهلوی: سام عزیز، من همواره قصد داشته ام و مایل بوده ام که با هموطنانم در تماس دائم باشم. من از هر فرصتی برای تماس با هر یک از ایرانیان صرف نظر از اعتقاد سیاسی آنها استقبال می کنم. مطمئن هستم که شما می دانید که برای من قدری مشکل است که خود را به تماس ها و دیدارهای منظم و مرتب متعهد سازم. اما هنگامی که وقت اجازه دهد بدون تردید چنین دیدارها و تماس هایی را تدارک خواهیم داد.


 

 

پرسش دهم: درود برشما، جنابعالی بعنوان پشتیبان آزادی و دموکراسی، برای رسیدن به آرزوهای خویش و طرفدارانتان چه برنامۀ اجرایی در اختیار دارید؟ پرویز


رضا پهلوی: پرویز عزیز، همانگونه که در پرسش ششم در برنامۀ پرسش و پاسخ ماه ژانویه در خصوص نظرم راجع به فردای ایران توضیح داده ام سه کتاب نیز در این باره نوشته ام که می توانید آنها را در تارنمای من پیدا کنید، من شما را تشویق می کنم که کتاب های مرا بخوانید زیرا در آنها به تمام این پرسش ها پاسخ داده ام.

 

من خود را از نظر اینکه به شما یک برنامۀ سیاسی ارائه دهم یک رهبر سیاسی نمی دانم.

 

این امر برعهدۀ کسانی است که در آینده مسئولیت دولت ایران را برعهده خواهند گرفت، اعم از اینکه نخست وزیر باشند یا رئیس جمهور. آنچه مسئلۀ تفکیک قوا را معین می کند قانون اساسی خواهد بود و من هیچ نقشی برای خودم به عنوان یک مقام انتخابی نمی بینم که در ادارۀ امور کشور ایفا کنم.

 

تنها نظر من در حال حاضر اتحاد همۀ افرادی است که اندیشۀ سکولار دارند و بعنوان اپوزیسیون رژیم کنونی در پی تشکیل یک دموکراسی سکولار پارلمانی در ایران هستند آنهم بر مبنای مقاومت مدنی غیرخشونت آمیز با همکاری بین المللی.